لونه ی پرنده
امروز کسانی شجاع اند که بدون اجازه ی دیگران می بینند ، می دانند ، می اندیشند ، می فهمند و می توانند ...
قالب وبلاگ
سلام عزیزان !
به لونه ی من خوش اومدین . . .
این لونه کاملا شخصیه !
یعنی اگه یه موقعی چیزی خوندین یا دیدین که مطابق میلتون نبود ناراحت نشید ؛
گفته باشم نگین نگفتی ! ( جنگ اول به از صلح آخره . . . )
لطفا از تمام صفحات وبلاگ دیدن نمایید و از تمامی مطالب استفاده بهینه کنید !
ازتون دعوت می کنم تو نظر سنجی شرکت کنین ، یعنی حتما حتما شرکت کنین !
این آدرس الکترونیکی منه ( ! ) منظورم همون ایمیله ، دوست داشتین پیام بدین :

parandeh.1992@yahoo.com





طبقه بندی: اخبار، دعوت،
[ یکشنبه 6 آذر 1390 ] [ 11:53 ق.ظ ] [ پرنده ] [ نظرات ]
كادوی تولد برای متولدین عزیز اسفند !
مخصوص واسه دوستای خوبم یعنی سید ناصر و مجید جلالی ...

برای مشاهده طالع مردان متولدین اردیبهشت بر روی طالع مرد متولد اردیبهشت كلیك كنید .

برای مشاهده طالع زنان متولدین اردیبهشت بر روی طالع زن متولد اردیبهشت كلیك كنید .


طبقه بندی: اخبار، طالع ماهها،
[ جمعه 29 اردیبهشت 1391 ] [ 06:35 ق.ظ ] [ پرنده ] [ نظرات ]
به زودی مجموعه اشعاری تحت عنوان حس مشترك بارگذاری خواهد شد !



طبقه بندی: اخبار،
[ سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 ] [ 06:33 ق.ظ ] [ پرنده ] [ نظرات ]

قبل از هر چیز برای آشنایی با گونه ادبی انبوهک بر روی انبوهک چیست ؟ کلیک کنید .

این هم انبوهک شماره ی نه :



مگر مرگ دست مرا از خواستن تو كوتاه كند !



طبقه بندی: انبوهک،
[ یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 ] [ 06:40 ق.ظ ] [ پرنده ] [ نظرات ]
و این هم یك حدیث مناسبتی ...و البته مملو از پیام !


حضرت زهرا سلام الله علیها :
در خدمت مادران باش ، زیرا بهشت زیر پای مادران است .
نهج الحیاة ، ص 322



طبقه بندی: حدیث،
[ شنبه 23 اردیبهشت 1391 ] [ 12:20 ب.ظ ] [ پرنده ] [ نظرات ]

در حس دلتنگی من

یک جای خالی

همیشه هست ،

که قطره قطره ی اشکانم

آن را پر می کند

در ساحل چشمانت

آرامشی است که بی هنگام

دریای چشمانمان را

خیس خیس می کند !

در بازی چشمان تو

آنقدر که مست می شوم

حواسم به بازی نیست و

همیشه کیش و مات می شوم !

در نگاه چشمان تو

کتابی از شعر سروده ام

سهراب ، اخوان ، فروغ

مولوی و حافظ و سعدی

همه را گفته ام بنویسند

بسرایند و بخوانند و بنوازند

از چشمان دریایی تو!

اما نمی دانم

چرا نمی توانند

آرامش چشمان تو را وصف کنند ؟!

خدایا این آب دریا

بالا می آید و

ما را غرق می کند ...

و عجب مرگ لذیذی !

غرق در دریای آرامش ،

غرق در آغوشی آزاد آزاد ...

 

پرنده

تهران – 12/2/1391

یک شب آرام و دلتنگ بهاری ...




طبقه بندی: شعر،
[ پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 ] [ 06:15 ق.ظ ] [ پرنده ] [ نظرات ]

خبر خبر !

آهای ورودی های 86 آینده سازان !

دبیرستان نمونه دولتی آینده سازان مشهد زنده است !!




طبقه بندی: اخبار،
[ پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 ] [ 05:52 ق.ظ ] [ پرنده ] [ نظرات ]

وقتی که باید

این ابر لعنتی

کمی دست و

کمی دلش باز شود و

بر سر من ببارد ،

که نمی بارد !

مجبور می شوم باز

چکه های شیر آب را دنبال کنم

تا بتوانم به آنها بگویم آب...

 

پرنده

7/2/91

به عنوان نظر تقدیم به وبلاگ « سکوت می سرایم »




طبقه بندی: شعر،
[ سه شنبه 19 اردیبهشت 1391 ] [ 06:14 ق.ظ ] [ پرنده ] [ نظرات ]
[ یکشنبه 17 اردیبهشت 1391 ] [ 05:41 ق.ظ ] [ پرنده ] [ نظرات ]

قبل از هر چیز برای آشنایی با گونه ادبی انبوهک بر روی انبوهک چیست ؟ کلیک کنید .
این هم انبوهک شماره ی هشت :

 

برای تولد واژه باید دهان را با سکوت آبستره کرد !




طبقه بندی: انبوهک،
[ پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391 ] [ 06:04 ق.ظ ] [ پرنده ] [ نظرات ]

باز هم تو روایات دنبال حدیث در مورد سكوت بودم ! فك می كنم مسئله خیلی مهمیه !


امام صادق علیه السلام می فرمایند :

عالم باشى یا جاهل ، خاموشى را برگزین تا بردبار به شمار آیى . زیرا خاموشى نزد دانایان زینت و در پیش نادانان پوشش است.

مستدرک، ج 9، ص17




طبقه بندی: حدیث،
[ پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391 ] [ 05:45 ق.ظ ] [ پرنده ] [ نظرات ]

از سمت ما

یک خیابان می رفت بالا

یک خیابان پایین

در تردد ماشین ها

در غبار دود ماشین ها

در سایه یک ابر سیاه

در محضر تصویر های آلوده و

در محضر صداهای بیهوده

در شکاف بین یک مردم

چشم من باید

که کمی خیس شود

از رنج یک حضور بی دلیل

از فکر یک عزیز بی بدیل

از آخرین گناه زندگی

از اولین سلام زندگی

از درد تنهایی آدم ها

از این دنیای بی انصاف

که هر چقدر دل سیاهش خواست

به سر من آورد ...

امشب

اشکان ساده ام

درد یک دل است

درد یک دل مریض

وای که این مریضی

چقدر درد دارد !

و خدایا بازهم شکر می کنم

که این بیماری

واگیر ندارد !

امشب دوباره من

مریض تنهایی ام

امشب

اشکان شور من

از زخم یک فشار

می گویند

از فشار این دو دیواره دلم

وای که ای خدا!

وقتی دلی تنگ می شود ...

امشب صورت من

دوباره شسته می شود

تا روز هایی را به خاطر بیاورم

که آسمان آبی

برای پرنده ی امروز

فرصت رقصیدن بود!

وای که این دلتنگی

چه بر سر من و

چه بر سر تو آورده است ...

ای دل من !

سکوت کن

در سکوت تو

حسی عجیب نهفته است ...

پرنده

تهران – 7/2/91

یک شب پر از درد ...




طبقه بندی: شعر،
[ سه شنبه 12 اردیبهشت 1391 ] [ 06:00 ق.ظ ] [ پرنده ] [ نظرات ]

از چشم شما

خاطره ها دارم

خاطره هایی خیس

که انگار از دنیای نگاه رویاییت

خبرها داشت

اشکی به سوی تو

این نامه ی چشمان من است ...

 


پرنده

29/1/1391

یک نظر برای وبلاگ « پیک مهر آفرین »




طبقه بندی: شعر،
[ یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 ] [ 05:54 ق.ظ ] [ پرنده ] [ نظرات ]

در سایه سار یک امام ، روزگار می گذرانیم و غافل ازآنکه باید این گونه گذران را شکر کرد !

در حضور شما هرگونه خطایی هر گونه گناهی را بی محابا و بی شرمانه و بدون خجالت تکرار می کنیم ! عمل می کنیم به این و این عمل را تکرار ...

حتما دلگبر و ناراحتید ، حق دارید

حتما قلب نازنین شما از ما آزرده شده ... اما ای امام من !

آیا اعمال زشت ما ارزش قلب شما را دارد ؟؟

گرچه ندارد اما شما آنقدر مهربانید که از بد بودنمان دلگیر می شوید و از خوب نبودنمان ناراحت ... و اندوه به آغوش می گیرید !

ای مهربان امام ،

می دانیم که آنقدر زیبا نیستیم که از دیدن ما حض کنید به ما خیره شوید اما از تو مهربان می خواهیم فقط بر ما لحظه ای چشمی بگذرانی !  شما اگر نگاهتان به حوالی زندگی ما حتی سُر بخورد ، انگار زنده می شویم ! پس تا برای « زنده شدن » دیر نشده زودتر بِغلتان نگاهت را بر ما ...

وقتی نمی گیرم از شما ، فقط در حد یک نگاه ... !




طبقه بندی: نامه،
[ جمعه 8 اردیبهشت 1391 ] [ 05:37 ق.ظ ] [ پرنده ] [ نظرات ]
در خاطراتی كه هنوز در پیشگاه من و تو  ، حس بودن را حس نكرده اند ،
حس بودن داشته ایم !
بس كه این دنیا همانی كه باید باشد نیست ...



طبقه بندی: شعر،
[ چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391 ] [ 06:25 ق.ظ ] [ پرنده ] [ نظرات ]

 

زمان : اردیبهشت ماه 1389

مکان : سالن تئاتر هاشمی نژاد مشهد مقدس

عکاس : محمود نقوی

عکسی از پرنده ...

در تئاتر « در پیشگاه جناب ترازو »

 

سید مجتبی شریعتی پرنده  Seyyed Mojtaba Shariati Parandeh




طبقه بندی: آلبوم عکس،
برچسب ها: در پیشگاه جناب ترازو، تئاتر، پرنده، عکسی از پرنده، آلبوم عکس پرنده، Parandeh،
[ سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 ] [ 05:28 ق.ظ ] [ پرنده ] [ نظرات ]

همیشه فکر میکنیم صبر یجور تحمله ! تحمل اونچه که سخته واسمون اما ...


امیر المؤمنین حضرت علی علیه السلام :

شکیبایی دو گونه است :

 شکیبایی بر آنچه خوش نمی داری

و شکیبایی در آنچه دوست داری .




طبقه بندی: حدیث،
[ یکشنبه 3 اردیبهشت 1391 ] [ 05:51 ق.ظ ] [ پرنده ] [ نظرات ]

قبل از هر چیز برای آشنایی با گونه ادبی انبوهک بر روی انبوهک چیست ؟ کلیک کنید .
این هم انبوهک شماره ی هفت :

در عجبم از کسی که آینه سیاه سفید اختراع می کند !




طبقه بندی: انبوهک،
[ یکشنبه 3 اردیبهشت 1391 ] [ 05:48 ق.ظ ] [ پرنده ] [ نظرات ]

از سالیان دور

مادرم با قلبی پر درد

می خندید !

مادر شهید شد و

بچه ها یاد گرفته اند ...

 

فاطمیه ، شهادت مادر ، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بر همه مسلمانان تسلیت

یا صاحب الزمان عجل الله و تعالی فرجه الشریف ، آقا آجرک الله

برای تسکین قلب نازنین امام عصر صلواتی محضر ایشان تقدیم کنید .

 




طبقه بندی: شعر، اخبار، عرض تبریک و سلیت،
[ جمعه 1 اردیبهشت 1391 ] [ 05:20 ق.ظ ] [ پرنده ] [ نظرات ]

از آشنایی شما با ما

خداوند رحیم هم شاد است !

چشمی ببند

که از دور می آیم

بر چشم بسته ات لب می گذارم و

بر نگاهت بوسه می زنم

تا این نگاه تو

مملو از حس صدای من باشد

و صدایم از نگاهت لبریز ...

( تحفه ای به وبلاگ پیک مهرآفرین )

تولدش مبارک ...




طبقه بندی: شعر، عرض تبریک و سلیت،
[ چهارشنبه 30 فروردین 1391 ] [ 05:03 ق.ظ ] [ پرنده ] [ نظرات ]

عزیزان !

نظرسنجی شماره 2 وبلاگ به پایان رسید !

از همه شمایی که در این نظرسنجی شرکت کردید تشکر می کنم !!

سوالی که تو نظرسنجی شماره 2 گذاشته بودم یک حق انتخاب بود . در واقع شما بین چند پیشنهاد بد باید بهترین رو انتخاب می کردید ! خب از نظر هر کدام از شما این بهترین تفاوت داشت .

 

سوال نظرسنجی شماره 2 : شما کدام یک از حالت های زیر را برای مرگ ترجیح می دهید ؟

تعداد شرکت کنندگان 23 نفر

گزینه اول :

غرق شدن با 11 رأی و 47.83 درصد

گزینه دوم :

سقوط از ارتفاع با 7 رأی و 30.43 درصد

گزینه آخر :

سوختن در آتش با 5 رأی و 21.74 درصد

 

دقت می کنین ما هممون از آتش و از سوختن می ترسیم ؟ حتی چند ثانیه ...

از عزیزی شنیدم زمین و آسمان تحمل آتش جهنم رو ندارن ... می دونین یعنی چی ؟ شما اگه رو خاک آبجوش بریزین چه اتفاقی می افته ؟ هیچ اتفاقی واس خاک نمی افته ، حالا فکرشو بکنید که دمای آتیش جهنم چقدر بیشتر از آبجوشه ... !

جهنم چه خبره ؟؟!




طبقه بندی: اخبار،
[ سه شنبه 29 فروردین 1391 ] [ 06:10 ق.ظ ] [ پرنده ] [ نظرات ]

فردای آشنا

که در لایه لایه ی نگاه بی حساب من

نزدیک است

با زمزمه ی اسم تو

همراه می شود و

اسم تو را

تکرار دوست داشتن می کند ...

دوست داشتن

نثار لحظه هایت می شود و

بر زندگی فردا

لبخند باید زد

شاید همه چی وفق مرادست !

شاید که شما

از سلسله ی خورشیدی

شاید که شما

از خاطره ی آسمانی

شاید که شما

شعر رقص شب های منی !

باید بگویم

شما ،

شما هستی !

همین حس بی نظیر من ...

 

ای تو

ای امتداد علاقه

با توام !

می دانم که تو

به شرایط لب هایم ، آشنایی

به شرایط دستانم ، آشنایی !

به خیال بی نظیر و

به احساس بی کران من

آشنایی

آشنا !

خود را به غریبی نزن !

که تو برای من آشنایی ...

 

 

پرنده

دانشکده صدا و سیما - 23/1/1391

با حسی آشنا ...




طبقه بندی: شعر،
[ شنبه 26 فروردین 1391 ] [ 05:21 ق.ظ ] [ پرنده ] [ نظرات ]

خالصانه

دستی بر غبار می کشم و

از خدا می خواهم

با باد آرزو

دلخوری هایت را

از ظرف وجود ظریفتت

به سوی سرای فراموشی

ببرد ای کاش !

تو استعاره ای هستی

از بی کرانگی ،

چون که این اندیشه سیراب نشدن

دیگر برایم

رویا نیست ...

بیخیال از همه دنیا

با من باش

که گویی

من همه ی دنیا ام!

نه این دنیا ،

من دنیای خیالم

که برای آدم ها

یک رویای غریب است!

 

تا دنیا دنیاست ،

خدا خدایی می کند و

تو زیبا هستی و جاویدان ...

 

پرنده

دانشکده صدا و سیما - 23/1/1391

ظهری آکنده از تنهایی ! 




طبقه بندی: شعر،
برچسب ها: سایت پرنده، وبلاگ پرنده، سایت شخصی پرنده، وبلاگ شخصی پرنده، وبلاگ سید مجتبی شریعتی، سایت سید مجتبی شریعتی، پرنده، پرنده سازی، شعری از پرنده،
[ چهارشنبه 23 فروردین 1391 ] [ 05:05 ب.ظ ] [ پرنده ] [ نظرات ]
در مورد سكوت این حدیث رو به دست آوردم كه از خوندنش سیر نمی شم !

پیامبر اكرم صلی الله علیه و اله می فرمایند :
خاموشی زینت دانا و پرده نادان است !



طبقه بندی: حدیث،
[ سه شنبه 22 فروردین 1391 ] [ 05:50 ق.ظ ] [ پرنده ] [ نظرات ]
قبل از هر چیز برای آشنایی با گونه ادبی انبوهک بر روی انبوهک چیست ؟ کلیک کنید .
این هم انبوهک شماره ی شش :

آنقدر خون خودكارم را به پای معشوقه ام می ریزم تا در این راه شهید شود ... !




طبقه بندی: انبوهک،
[ دوشنبه 21 فروردین 1391 ] [ 05:59 ق.ظ ] [ پرنده ] [ نظرات ]
این ماه بهترین ماه ساله !
چون علاوه بر اینكه من متولد فروردینم ، تولد خیلی از اطرافیانم تو این ماهه ...
18 فروردین ، سالروز میلادم گرامی باد و یك سال بزرگتر شدنم هم مبارك ... !
میلاد با سعادت والدین محترم و دوست داشتنیم ،
خواهر خوبم ،
سید عابد حسینی دوست عزیز ،
و مهدی حشمتی
رو می خوام تبریك بگم ، تبریك می گم !!




طبقه بندی: اخبار، عرض تبریک و سلیت،
[ شنبه 19 فروردین 1391 ] [ 02:16 ب.ظ ] [ پرنده ] [ نظرات ]

قراری از حضور تو ...

و این قرار مرا بی قرار می کند !

این بار تمام این منم

لبریز از انتظار شده است

دل نگرانم

نگران از آن که این قرار

این قرار مجازی

دل ما را در هم بکوبد

این قرار

ما را در ظرف وجودمان

متلاشی کند

این عجیب نیست

وقتی بدانی

اینجا

تمام فرشتگان نگران اند

نگران اند و بی قرار

نگران اند

که وقتی تو می آیی

آنها مشغول کاری دیگر باشند !

جای دیگر باشند

و نتوانند

که به استقبال تو بشتابند !

آنها همه می ترسند

که به این لیاقت نایل نشوند ،

آنها همه می خواهند

که در آن لحظه عبادت کنند  !!

این فرشته ها

برای اسقبال از تو

لحظه شماری می کنند

آنها منتظر عبادت اند  !!

و همه می دانند

که این استقبال عبادت است ...

 

و فرشته ها بی قرارند

بی قرار عبادت ... !



پرنده

تبریز - 8/10/1390

یک روز بی قرار و نگران تبریزی ...




طبقه بندی: شعر،
[ سه شنبه 8 فروردین 1391 ] [ 05:42 ق.ظ ] [ پرنده ] [ نظرات ]

 جاده ها و

آسمان ها و

راننده ها و

شوفر ها و

لنگه کفش هایی

همیشه عاشق !

همیشه عشق ، همیشه عشق

و همیشه عشق !

نه تکرار و نه پایان

همیشه وسوسه برانگیز

و همیشه همیشگی است !

این است خاطره ی من

از جاده ها ...

« همیشه عشق »

همین دو کلمه ،

یادگار من است

از تمام جاده ها ...

 

 

 

پرنده

شب 21 و روز 22 بهمن 90

جاده های پرخاطره ی مشهد به تبریز ...   




طبقه بندی: شعر،
[ چهارشنبه 2 فروردین 1391 ] [ 05:44 ق.ظ ] [ پرنده ] [ نظرات ]

 

لنگه کفش هایی

که از لنگه کفش دیگرشان

تنها مانده اند

شایدم

مانده اند تنها ،

شایدم جدا ...

شایدم خدا

کفش ها را

لنگه کرده است ، شاید ...

لنگه کفش هایی ،

که دلتنگی را

آنقدر حس کرده اند

که اشکان آنها

مسابقه ای

با باران است گویی !

لنگه کفش ها

در این جاده ها

لنگه مانده اند

و لنگه می مانند ، شاید ...

شاید برای همیشه !

و باز همیشه دلتنگی

و باز همیشه عاشقی !

و جاده هایی

که بیدارند همیشه

خمیشه خسته و

همیشه بیدار !

همیشه مجنون و

همیشه درگیر جنون ...

جاده مجنون و

آسمان ، دریای جنون !

و همیشه آرامش

و همیشه بی کرانگی ...

شوفرهایی

که کمربند ایمنیشان

بسته نیست هیچ گاه !

شوفرهایی

صبور و لج باز

شوفرهایی

که تا چرخ دنیا می چرخد

عاشق چرخیدن چرخ ها و

عاشق جاده اند

آسمانی

آبی ، صاف

و تا قسمتی ابری شاید !

آسمانی

کبود ، ابری

و پر از بغض های نترکیده شده شاید !

آسمان هم فهمیده است

با برای عشق ، ماندن

ماندگار می شویم قطعا !

عمری است آسمان

به عشق جاده

عاشقانه مانده است

و خود را

با عشق

ماندگار کرده است ...

 

( ادامه دارد ... )




طبقه بندی: شعر،
[ یکشنبه 28 اسفند 1390 ] [ 04:30 ب.ظ ] [ پرنده ] [ نظرات ]

امروز 27 اسفند برادر عزیزم به دنیا اومده بود ! دلم براش تنگ شده ...

تقدیم به برادر عزیزم ! روحش شاد و آسوده باد ...
( از قرائت فاتحه دریغ نکنید ! )


ردّ پا


این قدم ها می روند
و گویی از خود فرار می کنند
سراسیمه اند
حیران
زخمی
و البته روانی !
یاد آن شب های گرم زمستان بخیر !
آن شب که برف یکدست حیاط
به یمن قدم های برادر
رد پایی شد ... !
آن شب ها ،
در کنار یک بخاری روشن
گرم می شدیم
نه از آن گرمای کذایی بخاری ...
نه !ما از حضور او ،
از حضور چون آتش برادر
گرم می شدیم !

برادر رفت !
و دیگر نیامد ...
رد پای برفی او رفت
و دیگر نیامد ...
و آن برف های رد پایی رفتند
و دیگر نیامدند...
 
و خداوند به طبیعت زیر خاک
منت نهاد !
ای بذرهای زیر خاک ،
خوش به حالتان امسال !
طراوت زندگی آمده است برایتان !
ای ریشه ی درختان خدا ،
خوش به حالتان امسال !
وجودتان گرم است دیگر !
ای خاک ،
برادرم خوابید در سینه ات !
خوش به حالت ای خاک ...

قلب ما
مملو از انبوه قدم های برادر بود
برادر رفت !
اما قلب ردپایی ما خواهد ماند ...
رد پای او خواهد ماند ،
تا ابد در قلب ما ...


پرنده
تبریز - 20/9/1390
یک شب سرد و پر برف تبریزی ...



طبقه بندی: شعر،
[ شنبه 27 اسفند 1390 ] [ 06:09 ق.ظ ] [ پرنده ] [ نظرات ]

پلیس جاده ما

مثل اینکه

مهربان شده است !

هیچ راننده ای را

جریمه نمی کند امشب

پلیس جاده ی ما

مثل اینکه

دل گشادش

کمی کوچک شده است و

به عبارتی تنگ !

دلش کوچک شده است

برای مهربانی

تنگ شده است دلش

برای کمی لبخند

پلیس جاده ی ما

مهربان هم می شود !

 دیوانگان مست را

جریمه نمی کند دیگر

عاشقان حیران را

جریمه نمی کند دیگر

پلیس جاده ی ما

عاشق هم می شود ...

 

( ادامه دارد )




طبقه بندی: شعر،
[ پنجشنبه 25 اسفند 1390 ] [ 06:24 ق.ظ ] [ پرنده ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 4 :: 1 2 3 4

درباره وبلاگ

این وبلاگ شخصی است و اجازه ورود به آن به شما داده شده است !
تمامی مطالب موجود در صفحه اصلی توسط پرنده نوشته شده است .
لینک دوستان
نظر سنجی
روحیه شما با کدام یک از اقلیم های طبیعت سازگار تر است ؟





آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ابزاروبلاگ
p30java
ابزار وبلاگنویسان
ابزار وبلاگنویسان

كد آهنگ

مرجع کد آهنگ


ابزار وبلاگنویسان
ابزار وبلاگنویسان
سیستم افزایش آمار هوشمند تک باکس