تبلیغات
لونه پرنده

مجموعه رد پا (قسمت دوم)

چلّه برداشته بود که خودش رو از گناه پاک کنه، شده بود رنگ آسمون، آبی آبی...

غیرتی شده بود، واسه همین اومده بود جبهه، براش جنگ مثل یه دعوای ناموسی می موند. روز چهلم بود، وسط عملیات. عملیات لو رفته بود، بین نیروهای دشمن گیر کرده بودیم. یه طرف معبر مین بود و یه طرف کانال، کانال افتاده بود دست عراقیا.

بیسیم چی چند بار سعی کرده بود با فرماندهی تماس بگیره، اما... اثری نداشت. چند باری به دشمن پاتک زدیم تا عقب نشینی کنه، اما... اثری نداشت. دیگه تیر و مسلسل هم اثری نداشت، دیگه هیچی اثر نداشت...

این میون فقط ردّ پای اون بود که اثر داشت، سربند یا حسینش رو بوسید... عزمش رو جذب کرد و زد وسط معبر مین. آره، فقط ردّ پای اون بود که اثر داشت! معبر باز شده بود و ردّ پاش رنگ آسمونی گرفته بود...


ادامه مطلب


لینک های مرتبط :

نویسنده : سید | جمعه 12 مهر 1392 - 08:08 ق.ظ | نظرات()
نام شما: mohammadsadeq
سایت شما: http://www.caravan.blog.ir
در تاریخ : پنجشنبه 25 مهر 1392 09:06 ق.ظ

دنیا مشتش را باز کرد،
شهدا "گل" بودند و ما "پوچ".
خدا ان ها را برد و زمان ما را...
++++++
خیلی زیبا بود

نام شما: خسرو زارعی
سایت شما: http://zelghorba.mihanblog.com/post/author/880912
در تاریخ : دوشنبه 22 مهر 1392 03:56 ب.ظ





نام شما:
سایت شما:
در تاریخ : یکشنبه 21 مهر 1392 07:21 ب.ظ

بسیار عاااالی

نام شما: محمود
سایت شما: http://www.derakhtansiah.blogfa.com
در تاریخ : شنبه 13 مهر 1392 11:04 ب.ظ

سلام خوشحالم که بر دل نشسته

نام شما: زهرا
سایت شما: http://hidesmile.blogfa.com
در تاریخ : جمعه 12 مهر 1392 04:58 ب.ظ

قالب جدید مبارک

اینم حرفیه

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر